روز مَرد را تبریک گفتم،به زنی که بخاطر مَن،پای تمامِ قول های مَردانه اش ایستاده. ...
دوید سمت پَدر. بابااااامیای فوتبال بازی.... قبل از اینکه حرفش تمام شودگفت:پسرم اصلا حوصله ندارم.برو...
برادرم که جلو آمد، چاقو را در شکمش فرو کردم ... فرش که قرمز شد، مامان داد زد: "دیگه سُس بی سس."...
پیرمرد سوار آسانسور شد. دکمه ۱۳ را فشرد ... به در تکیه داد. (چند دقیقه بعد) - "لطفا مانع بسته شدن...
جعبه میوه رو گذاشتم زیر پام ...خم شدم ... یکی از پشت سر هلم داد... هیچ چی نفهمیدم..... وقتی چشا...
- الو ... - الو؟ ... شما ! - ... سارا ... من ... آزاد شدم - ............................... ...
ماهها در حیاط دانشگاه زیر نظر داشتمش. این اواخر چشمک میزد. بالاخره زمانش رسید. آرام جلو رفتم؛ لبه...
دخترکِ داستانم دارد از دست میرود. هنوز خیلی جوان است و آرزوها دارد. کمی دمای اتاق را بالا و دمای تن...
مَرد بلاتکلیف بود. التماس کنان گفت: تو رو خداا... خواهش میکنم... فقط.. یه فرصت دیگه!!!... بذااار بمو...