ساعت ۹:۱۰ شب ، روی کاناپه نشسته ام . شومینه روشن است . سایه کسی از آن طرف می افتد . دلهره خشاش...
آسمان دل و دماغ ندارد هم نفسی نیست که شرح دلش را با او بگوید زمین مثل کودک یتیمی زانوی غم به بغل گ...
همیشه میگفت:«جنازهی مرده نباید روی زمین بمونه معصیت داره.» اما وقتی مرد، دو روز روی زمین ماند، تا...
دختر پاییز هر روز از کنار نیمکت قهوه ای پارک می گذرد . از او پرسیدند : کاسه چه خونی را در آغوش گرفته...
پیرمرد خندید. پیرزن هم وقتی تپش قلب پسرش را زیر دستش حس کرد، خندید. پسر هم وقتی دست پیرزن روی سینه...
یک روز دایناسور کوچولو به حیاط خانه رفت و بازی کرد.او خیلی از بازی کردن خسته شده بود .تصمیم گرفت به ...
ظرف انار دون شده را روی میز گذاشت، رفت دستهایش را بشوید... جایش در عکس خالیست....
دیشب ساعت 7 از خونه زدم بیرون . حدود یک و نیم ساعتی می شد که هوا غروب کرده بود .از خیابان ها که می ...
مثل قهوه ای که در فنجان نیمه تر گشته ثانیه ای دلم در نبود جای نفس های تو خالی تر می شود ....