سگ کوچک با چشمهای گرد پرسید: «پدربزرگ! چرا میگن ما نجس هستیم؟» پدربزرگ کمی فکر و گفت: « چ...
مدیر، کلماتش را شمرده ادا میکند: «شما شرایط لازم برای این شغل را ندارید. کاری از دست من ساخته نیست...
از هم سلولی پرسیدم چطور دستگیر شدی؟ گفت: در تعقیب و گریز، ماشین خاموش شد. فهمیدم اسب پیش کشی اصلا د...
اول مهرماه بود آقای احمدی معلم پایه اول: دوست کیست؟ هر یک پاسخی دادند سعید گفت: قورباغه همه زدند...
در گیلانِ دوره پهلوی، آیتالله سیدمحمود ضیابری تنها یک عالم دینی نبود؛ او رئیسالعلمای گیلان و معمار...
آرامگاه حجتالاسلام میرحبیب حبیبزادهکوزانی در روستای کوزان، یادآور مردی است که نامش در گیلان با کر...
دومین کاسهی آش را گرفت. آرام گفت: «اجازه خانوم...میشه برای مامانم ببرم؟...
«هر وقت همکلاسیام کلاهش را توی جامیزی جا میگذاشت، سینوزیت هم دست از سرم برمیداشت.»...
کف خیابان صورتش له شده. جنازه موتورسواری بود که لحظه ای پیش ،فشفشه وار از کنارم گذشت....