به اوج دلتنگی که رسید، عکسش را بوسید. زینب گلستانی ...
از مهریهاش گذشت، از مهرش نه... زینب گلستانی ...
پرسید: دنجترین گوشه دنیا؟ گفتند: ششگوشه آباعبدالله زینب گلستانی ...
با عصبانیت داد زد:«همه خفه شید. اصلا هیچ جا نمیریم. امروز میمونیم خونه.» اتاق خالی بود ولی زن هنوز...
مرد گفت:«میخوام سیگارو ترک کنم...البته اگه بتونم.»...
»۱۷۵« بچه ها داد زدند: _اشتباه کشیده.. اشتباه کشیده خانم معلم سر از تصحیح اوراق برداشت و به تخته...
خانه اش را با هزاران آرزو ساخت. اما در آن آرام نگرفت! صدایی نزدیک از سال هایی دور امانش را بریده است...
غواص» هر تریلی حامل شهدا که رد می شد، سرباز بغض کرده، سلام نظامی می داد زنی ضجه زن از بین جمعیت...
همه توی عکس خانوادگی میخندیم. سی سال بعد... مامان آلزایمر گرفت. بابا تجدید فراش کرد.نازنین رفت ین...