مریم
✍️ ارسال داستان جدیدمرد از جنگ برگشته بود.
ولی صدایش را از دست داده بود.
حسرت میخورد که نمیتواند اسم زنش را صدا بزند.
ولی صدایش را از دست داده بود.
حسرت میخورد که نمیتواند اسم زنش را صدا بزند.
نویسنده: عباس
شهر: خرم آباد
تاریخ انتشار: ۱۴۰۳/۱۱/۲۱
بازدید: ۱۲۹
امتیاز داور: ۰
امتیاز کاربران: ۰ (جمع کل) | میانگین: ۰ از ۱۰ (۰ رأی)
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است.